[ و از او پرسيدند : خدا چگونه حساب مردم را مى‏رسد با بسيار بودن آنان ؟ فرمود : ] چنانکه روزى شان مى‏دهد با فراوان بودنشان . [ پرسيدند : چگونه حسابشان را مى‏رسد و او را نمى‏بينند ؟ فرمود : ] چنانکه روزى‏شان مى‏دهد و او را نمى‏بينند . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----1943---
بازديد امروز: ----2-----
بازديد ديروز: ----20-----
ي حس غريب

 

نويسنده: سعيده
پنجشنبه 12/2/1387 ساعت 7:35 عصر

خيلي درد است، خيلي ننگ است، که وقتي براي تقويت نوشتن مي خواهي رمانهاي بنام ديارت را بخواني يک رمان سالم نيابي !! البته که شايد برگرفته از واقعيات روز باشند !!..


چرا مادري بايد دلش لرزان باشد براي اينکه کودکش هر کتابي هر فيلمي هر تفريحي !!...


 خداي من چقدر کنترل کردن سخت است، واهمه دارم از روزي که  بمانم در تربيتش !! ولي نه.. اين کفر است.. مگر وقتي مي سپاريش به خدا و جانت را فدايش مي کني، وقتي قرار است خودش بزرگش کند، آدمش کند، ديگر غمي مي ماند؟!!..


خداي من کاش ميشد آن گونه که دلم مي خواهد باشم.. نه آن گونه که هستم !!..


وقتي نگران حرکت عقربه هاي  ساعتي، دلت مي خواهد زمان بايستد.. همين که مي خواهي زودتر برسد، دريغ از يک اپسيلون تحرک !!..


اين آخرين ورق از دفتر خاطرات جمکرانمه.. اميدوارم تا ابد حافظ خاطراتم بماند.. احساس مي کنم سالياني بعد است که دارم مي نويسم...


اشک، علم، خاک، شهيد، زنده، مرگ، ما، خواب، نياز، درد، مهر، نيرو، خيال، شاپرک، شرم، نيلي، سبزه، زرنگ، لوتي، ماه رخ، صياد، نيلوفر، دريا، آئينه، خانه، ماه، رياضي، صبح، ماست، شربت، زنبور، اميريل، ماهي، سياره، خاگينه، سياه، شانديز، سرور، گلاب، نويد، گريه، ناهار، نردبان، گاري، سراب، مهتاب، پوچ، نرگس، ستاره، پولف، مد، دستگيره، دهان، سراميک، معنويت، مادر، دسته کليد، گل، مشق، جوراب، کاغذ، در، عکس، خاطره، ادويه، قلم، پرده، کارت يادبود، باباجون، سفره، صندلي، ترازو، سبد، کيف، سيني، ظاهر، سهراب، کابينت، چرخ، خياطي، کفش، موکت، لوستر، کامپيوتر، ديوار، کوير، کشک، دمپائي، رختخواب، فاطمه، ناخن، گرما، مارمولک، ژئو، الاغ، گلوله، ميکروب، تربيت، سيم ظرفشوئي، تنفس، ساعت، صبر، حليم، تأتر، خوراکي، ماشين، گيلان، سگ، ترانه، خاکي، سالاد، شارژر، چمن، ريگ، چوب، سيب زميني، تربچه، مشکات، جوراب، برق، حوله، بادمجان، سوريه، پيازچه، شلغم پخته، کچل، کتاب، لبو، طلا، سجاد، توت فرنگي، حنا، خرداد، سلامت، شيراز، بابا، نخ، خط کش، تقويم، گلدان، ساعت، مار، دلتنگي، سمنو، مسواک، اردو، آخرت، شادي، محبت، خرچنگ، کارون، دارو، ماهر، تجارت، حيله، عروس، ثاني، لباس، پياله، نخود، کاهو، خادم، ضامن، سحر، زائر، مرصاد، گردو، دوري، گمنام، دلدار، دندان، شب، ياد، سرما، رؤيا، مرد، دنيا، تيره، قاليچه، خروس، گِل، آلاله، تمشک، سي سخت، خالق، آبشار، ترس، ذلت، روح، من، بهبهان، صندوق، گلابتون، ليوان، پوه، سيم، ني، همراه، دندان، آبي، پيشوني، بند، شلمچه، زيلو، تاير، باد، صابون، جانماز، سرماخوردگي، مکانيک، پتو، لامپ، عطسه، سينا، زخمي، جرم، حليم، حوصله، بهمن، جارو، بهار، خنده، زيستگاه، حال، ساکت، حامي،  فقير، بذله گو، بي ثبات، سرمايه، گدا، توان، طب، آزاده، شير، نمک، سبزي، کلم، پرستو، توت، مريم، رمضان، تاجر، جبر، پوست، کرم، ميره، عقرب، زيتون، دوپيکر، ترشي، دل، تولد، شهاب، سفير، زهرا، سمند، صاحب، ملکه، مورچه، خائن، دوست، عزيز، شيرجه، محال، خيابون، چاق، نادان، به به، دَ دَ، بچه، علي اصغر، شيرجه، باشگاه، بعضيها، تبر، مداد، ميگو، حافظه، سبز، سفيد، قرمز، پرچم...


ديگه بسه...

خوابم مي آد...

    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [5/6/1387- 2:35 ع] تو ابتداي خوش ماجراي من بودي ...
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  •